تبلیغات
قطره - نماز
قطره
قطره ما گوهر یکدانه شد. . .
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 
آری اوست پروردگاری که جهان با نامش آغاز شد و انسان با نامش معنای عشق را لمس کرد ،انسانی که هیچ نمی دانست و پوچ بود و بهتر بگویم یک تندیس خاکی بیش نبود، با او بود که انسان روح گرفت و نفس هایش بوی زندگی را در وجودش معنا کردند .

آرام به سوی حوض آب رفتم و با دستانم خنکای آن را احساس نمودم زیر لب گفتم :«بسم الله الرحمن الرحیم »سجاده ام را پهن کردم پاهایم سست شده بود نمی دانستم چگونه به آن مهمانی عظیم بروم تکبیر گفتم و شروع کردم با هر لغتی که بر زبانم جاری می شد گویی فریاد می زدم می آیم، می آیم من این دعوت بزرگ را رد نخوام کرد ،به رکوع رفتم و جهان را در سلطه ی او یافتم با رکوع من باد شاخه های درختان را به زانو در آورد گویی آنان هم در حال رکوع بودند.

سرم را بالا بردم وقت باشکوه ترین پاسخ من به آن مهمانی عظیم فرا رسیده بود سر بر مهر فرو دآوردم و خود را بیش ازپیش حقیر دیدم، سر برآوردم و ندای الله اکبر سر دادم با این نوا دل خروشانم را از چنگال اضطراب بیرون کشیده و آماده برای گفتن تشهّد شدم شهادتین بر زبانم جاری شد در آن لحظه حس کردم بر طبقی از نورم و به آسمان ها سرکشی می کنم .

با آخرین سلام روی از قبله برداشتم و تکبیر را زمزمه کردم هنوز طنین روح بخش اذان وجودم را جلا می بخشید و به من آرامش هدیه می کرد چه زیبا گفته بود سهراب: «من مسلمانم، قبله ام یک گل سرخ، جانمازم چشمه، دشت سجاده ی من ،من وضو باتپش پنجره ها می گیرم».

کاش من دلی چون او را داشتم شاید می توانستم با امواج چشمه بر بالین دشت نماز بخوانم .

چه گستاخانه بود غرّش باد در آن لحظه ، پنجره ی اتاق باز شد و من از جا برخاستم ،دخترک زیبایی در حال گذر از خیابان بود چادری سفید بر سر داشت و تاجی زیبا روی چادر سفیدش چون مروارید می درخشید و دست در دست مادرش از کوچه عبور می کرد.

رو به مادر کرد وگفت: «مامان خانوم معلّم گفت: ما دیگه بزرگ شدیم باید نماز بخونیم». پنجره را بستم و به فکر فرو رفتم سعی کردم خاطره ی روز به تکلیف رسیدن خود را بیاد بیاورم.لحظات زیبایی بود احساس غرور می کردم از این که می توانم به خالق خودم بگویم من عشق را فهمیدم ،پس ندایش را نیزلبّیک می گویم به درگاهت سر به سجده فرود می آورم.

در افکارم چیزی خودنمایی می کرد چیز مبهمی که به من می گفت:« فکر کن به نمازهایت، فکر کن و بگو چگونه نمازی می خوانی؟»

سؤال سختی بود نمی توانستم بی درنگ پاسخ دهم، آری! تأمّلی می بایست تا حقیقت نماز را درک کرد . هنوز پاسخی به سؤال دشوار افکارم نداده بودم. سؤال دیگری در ذهنم نقش بست. بهترین نمازت کدام بود؟ اوّل می خواستم بگویم اوّلین نمازم ... امّا پس از کمی فکر گفتم: حتماً صادقانه و خالصانه ترینشان ولی آیا نمازی خالصانه خوانده بودم؟ بازهم سؤال سختی بود. شایدمی بایست نمازهایم را برای خود می شمردم تا خالصانه ترینشان را به یاد آورم. امّا نه شبی که مادرم بیمار بود، شاید آن شب پاک ترین نماز خود را خوانده بودم. اشک هایی که آن شب از گونه هایم بر روی سجاده سرازیر می شدند گواه روشنی بر ناتوانی من در برابر خدایم بود. آن شب از ته قلب تارم راهی به خدا باز کردم و عشق را فریاد زدم.

فریادی از سربی پناهی و کوچکی خودم. گویی سؤالاتم تمامی نداشت: آیا تنها در سختی ها می بایست نماز خالصانه ای خواند؟

نه مگر دنیا تنها در غم خلاصه می گردد که ما بخواهیم تنها در مواقع خیلی سخت و حسّاس نمازی پاک بخوانیم .

چه بسیارند شادی هایی که در آن ها جایی برای درنگ نیست وباید رو به خدا کرد اورا آن گونه که شایسته است سپاس گفت آن گونه که سعدی گفته که:

«از دست و زبان که برآید کز عهده ی شکرش به در آید»

امّا پرودگار خوبم ! امروز باز هم در سختی روی به تو نموده ام تا شاید فرجی شود ومن از بی پناهی رهایی یابم،باز مادرم بیمار است.

به چهره ی معصوم وپاکش که خیره می شوم محبّت در چشمانش موج می زند با هر نگاهش بغض در گلویم فشرده تر می شود. دست در دستان پر محبّتش می گذارم وعشقی که در قبلم رنگ باخته بود درخششی نو می یابد.

وباز تنها اوست که می تواند نعمتش را به من نثار کند ،پس سجاده ی زیبایم را در کنا بستر مادر می گسترم و به خدا می گویم:«خدایا !سلامتی مادرم را از تو می خواهم می دانی چقدر دوستش دارم ،خدایا ! دوست دارم به جای سفر به دور دنیا در هشتاد روز ،روزی هشتاد بار به دور فرشته ی زیبایم بگردم ،خدایا ! قول می دهم بهترین نماز را هنگامی بخوانم که دراوج شادی هستم،درآن هنگام که مادر لبخند به لب داشته باشد و من باز هم بتوانم بوسه ی گرمی به دستان مهربانش بزنم».

نو یسنده : زهرا افشار


+ ن





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
ارسال شده در: دوشنبه 6 دی 1389 :: توسط : فرنگیس قاسمی


 
درباره وبلاگ
این پایگاه به ارائه درس های علوم تجربی وحجم بسیاری از مقالات علمی در زمینه شیمی فیزیک زیست شناسی و زمین شناسی می پردازد
مدیر وبلاگ : فرنگیس قاسمی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتان درباره ساختارجدیدسایت چیست؟(بخش پیام مدیر و ...)لطفا فقط یکبار شرکت کنید!





آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
الهم عجل لولیک الفرج